تبليغاتX
Life for me is dead


Life for me is dead

.:.:.:.●!*! پــسـر پــایــیــز !*!●.:.:.:.

 

باز باران!                  نه نگویید با ترانه!                   میسرایم این ترانه جور دیگر:

باز باران بی ترانه                 دانه دانه                     می خورد بر بام خانه

یادم اید روز باران...

پا به پای بغض سنگین            تلخ و غمگین               دل شکسته               اشک ریزان

عاشقی سرخورده بودم                    میدریدم قلب خود را            میگذشتی هستی من

با دو چشم خیس و گریان...              می شنیدم از دل خود              این نوای کودکانه

پر بهانه           زود برگردی به خانه                  یادت اید؟؟ هستی من!

ان دل تو جار می زد

این ترانه...

باز باران باز می گردم به خانه...

بیایید و ببینیدم
های مردم با شما هستم
صدای زوزه ی باد و صدای خش خش برگم
که من همسایه ی مرگم، نه بی رنگم
پر از نارنجی و زردم
که من عریانی اشجار تابستان
منم من این خزانستان
منم پاییز افسرده، دل آزرده، تمام شوق پژمرده
و گورستان صد ها آرزو سینه
و شاید هم دلم مرده
بیایید و ببینیدم
خزانم من خزانستان
جفای مهر شوریده
و گل های پلاسیده
و رقص برگ در بادم
تمام گرمی رنگم
وجود روشن پاییزی نامم نه از ننگم
تمام ماضی و آینده را پاییز می بینم
تمام روز و شب ها را غم انگیز و ملال انگیز می بینم
نمی دارد کسی هم دوستم ای دل
چرا دلخوش به پاییزی کند مردم؟
برای برگ ریزانش؟ برای لختی سبزان پا بر خاک؟ برای چه؟
ولی می گویم ای مردم بیایید و ببینیدم
خزانم من خزانستان و شاید لذت باران
چه می داند کسی شاید
مبارک باد میلادم
رفیق آشنایی ها نه زجر این جدایی ها
چه می داند کسی شاید......

نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم شهریور 1388ساعت 12:54 توسط حــــامــــد| |

اونقدر...

اونقدر عاشق میشم....اونقدر از تو میگم

اونقدر از تو میگم که به یمن اسم تو

 توی آسمون عشق رنگین کمون پیدا بشه

اونقدر عاشق میشم که توسرزمین عشق 

بعد مجنون یه نفر صاحبنشون پیدا بشه

تو مگه قلب منی که صدای نفسهات

هرجاهستم با منه

تو مگه عمرمنی که دم وبازدمم تورو فریاد می زنه

فقط تورو داره فریاد می زنه

توهوای تازه ی زندگی هستی

که توقصر آرزوهایم نشستی

توهمون معجزه ولطف خدایی

که طلسم نا امیدیمو شکستی

 

 

 
تا به حال...
 
تا به حال زیر نجوای باران زیسته ای ...
تا به حال زیر تپش های آسمان رقصیده ای ...
رقص هر لحظه به رنگ تنهایی ...
در سکوت مروارید های آسمانی ...
تا به حال هم رنگ این آسمان گشته ای ...
تا به حال هم صدای این سرود گشته ای ...
تا به حال گوش به این آسمان لاجوردی دوخته ای ...
این صدای گریه هر پری که دور افتاده از این همه زیبایی ...
زیبایی چشمان خیس تو ... زیبایی آن صورت درخشان تو ... زیبایی آن صدای گیرای تو ...
هر لحظه اشکی پشت اشکی می چکد...
تا که شاید ببارد در نگاه ماه تو ...
تا که شاید پیوندی دهد دستان تو ...
در نگاه گم گشته این آسمان در دیدار تو ...
تا به حال زیر قطرات باران گم گشته ای...
تا به حال در سکوت این همه نجوا بیدار گشته ای...
این همان خواهش دیدار توست ...
این همان گم گشته امید در دیدار توست .....

 

 

How Do You Interpret Love؟

عشق را شما چگونه تفسیر می کنید؟



Once a Girl when having a conversation with her lover, asked
یک بار دختری حین صحبت با پسری که عاشقش بود، ازش پرسید

Why do you like me..? Why do you love me?
چرا دوستم داری؟ واسه چی عاشقمی؟

I can't tell the reason... but I really like you
دلیلشو نمیدونم ...اما واقعا"‌دوست دارم

You can't even tell me the reason... how can you say you like me?
تو هیچ دلیلی رو نمی تونی عنوان کنی... پس چطور دوستم داری؟

How can you say you love me?
چطور میتونی بگی عاشقمی؟

I really don't know the reason, but I can prove that I love U
من جدا"دلیلشو نمیدونم، اما میتونم بهت ثابت کنم

Proof ? No! I want you to tell me the reason
ثابت کنی؟ نه! من میخوام دلیلتو بگی



Ok..ok!!! Erm... because you are beautiful,
باشه.. باشه!!! میگم... چون تو خوشگلی،

because your voice is sweet,
صدات گرم و خواستنیه،

because you are caring,
همیشه بهم اهمیت میدی،

because you are loving,
دوست داشتنی هستی،

because you are thoughtful,
با ملاحظه هستی،

because of your smile,
بخاطر لبخندت،

The Girl felt very satisfied with the lover's answer
دختر از جوابهای اون خیلی راضی و قانع شد

Unfortunately, a few days later, the Lady met with an accident and went in coma
متاسفانه، چند روز بعد، اون دختر تصادف وحشتناکی کرد و به حالت کما رفت

The Guy then placed a letter by her side
پسر نامه ای رو کنارش گذاشت با این مضمون



Darling, Because of your sweet voice that I love you, Now can you talk?
عزیزم، گفتم بخاطر صدای گرمت عاشقتم اما حالا که نمیتونی حرف بزنی، میتونی؟

 No! Therefore I
cannot love you
 نه ! پس دیگه نمیتونم عاشقت بمونم

Because of your care and concern that I like you Now that you cannot show them, therefore I cannot love you
گفتم بخاطر اهمیت دادن ها و مراقبت کردن هات دوست دارم اما حالا که نمیتونی برام اونجوری باشی، پس منم نمیتونم دوست داشته باشم

Because of your smile, because of your movements that I love you
گفتم واسه لبخندات، برای حرکاتت عاشقتم

Now can you smile? Now can you move? No , therefore I cannot love you
اما حالا نه میتونی بخندی نه حرکت کنی پس منم نمیتونم عاشقت باشم



If love needs a reason, like now, There is no reason for me to love you anymore
اگه عشق همیشه یه دلیل میخواد مثل همین الان، پس دیگه برای من دلیلی واسه عاشق تو بودن وجود نداره

Does love need a reason?
عشق دلیل میخواد؟

NO! Therefore!!
نه!معلومه که نه!!

I Still LOVE YOU...
پس من هنوز هم عاشقتم



True love never dies for it is lust that fades away
عشق واقعی هیچوقت نمی میره

Love bonds for a lifetime but lust just pushes away
 این هوس است که کمتر و کمتر میشه و از بین میره

Immature love says: "I love you because I need you"
"عشق خام و ناقص میگه:"من دوست دارم چون بهت نیاز دارم

Mature love says "I need you because I love you"
"ولی عشق کامل و پخته میگه:"بهت نیاز دارم چون دوست دارم

"Fate Determines Who Comes Into Our Lives, But Heart Determines Who Stays"
"سرنوشت تعیین میکنه که چه شخصی تو زندگیت وارد بشه، اما قلب حکم می کنه که چه شخصی در قلبت بمونه"

نوشته شده در دوشنبه دوم شهریور 1388ساعت 14:54 توسط حــــامــــد| |

خنده های دل نشین را
غصه های دل حزین را
زندگی را با تو میخواهم
جز تو هرگز با کسی از عشق

از امید ،از فردا نخواهم گفت
زندگی بی تو سراسردژ اندوه است
زندگی را با تو میخواهم
با تو میخندم با تو میگریم

بی تو میمیرم بی تو میمیرم بی تو میمیرم 

 

دلم برای کسی تنگ است

که چشمهای قشنگش را

به عمق آبی دریا می دوخت

و شعر های قشنگی چون پرواز پرنده ها می خواند

دلم برای کسی تنگ است

کسی که خالی وجودم را از خود پر می کرد

و پری دلم را با وجود خود خالی

دلم برای کسی تنگ است

کسی که بی من ماند

کسی که با من نیست

دلم برای کسی تنگ است

که بیاید

و به هر رفتنی پایان دهد

دلم برای کسی تنگ است

که آمد

رفت......

و پایان داد

کسی ....

کسی که من همیشه دلم برایش تنگ می شود

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه هجدهم مرداد 1388ساعت 16:24 توسط حــــامــــد| |


Design By : Night Skin